پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۹

خط نارسته که در لعل لب جانان است

همچو زهری است که در زیر نگین پنهان است

خال مشکین تو از زلف دلاویزترست

خط ریحان تو گیرنده تر از قرآن است

قفل گردیدن دریاست نظر بستن من

مژه بر هم زدنم بال وپر طوفان است

زینهار از لب خندان به دل تنگ بساز

که گشاد تو چو تیر از گره پیکان است

کار بر زنده دلان چرخ نمی سازد تنگ

پسته هر چند که در پوست بود خندان است

سبز از آبله دست شود تخم امید

گرچه ظاهر سبب نشو و نما باران است

عمر پیران کهنسال به سرعت گذرد

رو به پستی چو نهد آب، سبک جولان است

یوسف افتاد گر از مکر زلیخا در بند

مصر از جوش خریدار به من زندان است

نیست از داغ غباری به دل من صائب

نفس سوختگان مغز مرا ریحان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱کوثر زنده دلی چشم تر مردان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲دل پر داغ گلستان سحرخیزان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳خلوت فکر، پریخانه خاموشان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴نمک عشق در آب و گل درویشان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵صدف بحر بقا سینه درویشان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶لب خاموش نمودار دل پر سخن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷کلک من شعله برجسته این نه لگن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۸شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.