پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است

سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد

جرعه اول مینا به زمین ریختن است

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا

مشک را با جگر سوخته آمیختن است

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش

مست را کار همین فتنه برانگیختن است

دل به تار نفس سست مبند از غفلت

که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب

گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۰این چه لطف است که با یار وفادار من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۱عشق سرمایه تسکین دل زار من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۲سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۳مانع مستی غفلت دل هشیار من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۴موج سنبل ز پریشانی پرواز من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵شور دریای سخن از دل پر جوش من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶نفس سوخته شمع سر بالین من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.