پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۰

این چه لطف است که با یار وفادار من است

که به من همسفر و خانه نگهدار من است

هر که را طبل رحیل از تپش دل باشد

در بیابان طلب قافله سالار من است

خواب در خلوت من حلقه بیرون درست

تا خیال تو انیس دل بیدار من است

فلک بی سروپا ذره شیدایی اوست

آفتابی که نهان در پس دیوار من است

محو دیدار ترا پای سفر در خواب است

ورنه این دایره ها مرکز پرگار من است

زشت را آینه صاف مکدر سازد

چه عجب دشمن اگر منکر اطوار من است؟

زان غباری که خط از روی تو انگیخته است

محنت روی زمین بر دل افگار من است

از تهیدستی خود شکوه ندارم صائب

خار صحرای قناعت گل بی خار من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۲سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۳مانع مستی غفلت دل هشیار من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۴موج سنبل ز پریشانی پرواز من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵شور دریای سخن از دل پر جوش من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶نفس سوخته شمع سر بالین من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸تا جنون انجمن افروز دل خونین است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.