پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۰

گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است

هر که را می نگرم در رخ او حیران است

می توان خواند ز پشت لب او بی گفتار

سخنی چند که در زیر لبش پنهان است

حسن او پا به رکاب از خط مشکین شد و باز

فتنه مشغول صف آرایی آن مژگان است

دل عاشق شود از پرده ناموس سیاه

این چراغی است که مرگش به ته دامان است

چرخ یک حلقه چشم است و زمین مردمکش

دو جهان زیروزبر چون دو صف مژگان است

شاهدی نیست سزاوار تماشا، ورنه

در گل تیره ما آینه ها پنهان است

ریشه نخل کهنسال فزون می باشد

حرص با طول امل لازمه پیران است

صائب از دیدن خوبان نتوان دل برداشت

ورنه برداشتن دل ز جهان آسان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲دل پر داغ گلستان سحرخیزان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳خلوت فکر، پریخانه خاموشان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴نمک عشق در آب و گل درویشان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵صدف بحر بقا سینه درویشان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶لب خاموش نمودار دل پر سخن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷کلک من شعله برجسته این نه لگن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۸شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۹گریه ابر بهار از دل پر درد من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.