پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۸

از گرانخوابی ما عمر سبک جولان است

لنگر کشتی ما بال وپر طوفان است

سادگی بین که همان فکر اقامت داریم

گرچه گوی سر ما در خم نه چوگان است

می برد قامت خم رو به اجل پیران را

این کمانی است که چون تیر سبک جولان است

نیست پروای عدم دلزده هستی را

از قفس مرغ به هر جا که رود بستان است

هیچ کس ز اهل بصیرت دل ما را نشناخت

جوهری را چه گنه، گوهر ما غلطان است

دل سرگشته به کونین نمی آمیزد

گوی آماده زخم از دو سر چوگان است

تو نداری سر آزادی ازین بند گران

ورنه هر موجه این بحر بلا سوهان است

هر که در دایره پرده نشینان سخن

بی طلب پای نهد، سنگ ته دندان است

چون فلاخن که کند سنگ سبک جولانش

خواب سنگین سبب شوخی آن مژگان است

دل روشن نکند دعوی دانش صائب

عرض جوهر ندهد آینه چون رخشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹۰گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹۱کوثر زنده دلی چشم تر مردان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹۲دل پر داغ گلستان سحرخیزان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹۳خلوت فکر، پریخانه خاموشان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۹۴نمک عشق در آب و گل درویشان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹۵صدف بحر بقا سینه درویشان است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹۶لب خاموش نمودار دل پر سخن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۹۷کلک من شعله برجسته این نه لگن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.