پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۳

گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست

غفلت سرشار ما را باعثی در کار نیست

می زند هر قطره باران چشمکی بر ساقیان

کاین چنین روزی چرا پیمانه ها سرشار نیست؟

می توان در سینه بی کینه من روی دید

خانه آیینه ام در بسته زنگار نیست

تحفه دل را به امیدی به کویش برده ایم

آه اگر آن زلف سرپیچد که دل در کار نیست!

پنجه بیتابی دل، سینه ام را چاک کرد

این صدف را راحتی از گوهر شهوار نیست

بر رگ جانها نپیچد تا پریشان نیست زلف

نبض دلها را نگیرد چشم تا بیمار نیست

کشتنی چون دیر کشتن نیست صید عشق را

الحذر از تیغ مژگانی که بی زنهار نیست

شانه در هرعقده زلف تو ایمان تازه کرد

اینقدر پیچیدگی با رشته زنار نیست

تا بگیرد جذبه توفیق، بازوی که را

هر سری شایسته دوش و کنار دار نیست

طوطی از آیینه می گویند می آید به حرف

چون مرا در پیش رویش زهره گفتار نیست؟

بیقراران بی نیاز از کعبه و بتخانه اند

ریگ را در قطع ره هرگز به منزل کار نیست

نام عشق از کلک ما صائب بلند آوازه شد

عشق اگر بخشد دو عالم را به ما، بسیار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.