پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۲

افسر زرین سر آزاده را در کار نیست

نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست

باشد از تعبیر این خواب پریشان بی نیاز

اینقدر اندیشه در نظم جهان در کار نیست

مد احسان چون ندارد خامه شاخ بی بری است

نیشتر باشد رگ ابری که گوهربار نیست

مهر بر لب زن که در دیوان آن آیینه رو

طوطیان را آبروی سبزه زنگار نیست

از پرستاران دل افگار را داغی بس است

بهتر از دلسوز، شمعی بر سر بیمار نیست

نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام

پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست

باده خواران عیب هم را پرده داری می کنند

بزم می را رخنه ای چون دیده هشیار نیست

سعی در کردار بی گفتار مردان می کنند

رزق ما صائب به جز گفتار بی کردار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴رحمت ایزد نصیب مردم هشیار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.