پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۱

شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست

ماهی سرچشمه نورم به آبم کار نیست

خانه دربسته ام چون گوهر از خود روشن است

از تهی چشمی به ماه و آفتابم کار نیست

سرمه شب می کند کار نمک در دیده ام

با خیال یار، چون انجم به خوابم کار نیست

از بیاض ساده لوحی کرده ام روشن سواد

چون قلم از دل سیاهی با کتابم کار نیست

رزق بیدردان ز من خمیازه حسرت بود

شور عشقم، جز به دلهای کبابم کار نیست

می کنم آهسته راهی قطع چون ریگ روان

گر زمین در جنبش آید با شتابم کار نیست

خط پاکی از جنون اینجا به دست آورده ام

یکقلم روز قیامت با حسابم کار نیست

در تماشای بتان صائب دلیر افتاده ام

چون نگاه خیره چشمان با حجابم کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵روی سخت کوه را پروایی از شمشیر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶حسن را جز چشم حیران، دست دامنگیر نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸گرچه طبعم کم ز خورشید جهان افروز نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹چهره گل چون بناگوش تو شبنم پوش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰هیچ باری از سبو بر دوش اهل هوش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.