پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۸

گرچه طبعم کم ز خورشید جهان افروز نیست

در نظرها اعتبارم چون چراغ روز نیست

دست اگربردارم از دل، می شکافد سینه را

هیچ مرغی چون دل بیتاب، دست آموز نیست

حسن چون بی پرده آید، عشق ناپیدا شود

جوشش پروانه بر گرد چراغ روز نیست

خاک ما را از گل بیت الحزن برداشتند

چون سبو پیوند دست ما به سر امروز نیست

دست چون دادی به دستی، قطع الفت مشکل است

دست و پایی می زند تا مرغ دست آموز نیست

از شب آدینه روز عشرت ما شد سیاه

صبح شنبه هیچ طفلی این چنین بد روز نیست

همتم از شمع باشد یک سر و گردن بلند

آستین بر اشکی افشانم که دامن سوز نیست

پرده گوش از صفیر من شود خاکستری

اینقدر با شعله آواز بلبل، سوز نیست

روزگاری شد که در سلک سخن سنجان اوست

نسبت صائب به شاه قدردان امروز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰هیچ باری از سبو بر دوش اهل هوش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.