پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۳

آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار

ناوک دلدوز را آسودگی در کیش نیست

گرچه از زخم زبان صائب نیاسودیم ما

شکر کز تیغ زبان ما دل کس ریش نیست

در دل بی آرزو راه غم و تشویق نیست

در جهان بی نیازی هیچ کس درویش نیست

از گرانجانی تو در بند علایق مانده ای

پیش آتش این نیستان کوچه راهی بیش نیست

از بلاها می کند ترک خودی ایمن ترا

لشگر بیگانه ای ملک ترا چون خویش نیست

می کند تر نان خشک خود به خوناب جگر

نعمت الوان اگر بر سفره درویش نیست

روزی ممسک ز جمع مال، تشویش است و بس

آنچه می ماند به زنبور از عسل جز نیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.