پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست

ورنه در تعمیر دلها، درد کم از صاف نیست

از جوانان پاکدامانی طمع کردن خطاست

در بهاران آبها در جویباران صاف نیست

دور باش وحشت ما سنگ دارد در بغل

عزلت عنقای ما را احتیاج قاف نیست

نیست بوی آشنا همچون نگاه آشنا

چشم آهوی ختا را نسبتی با ناف نیست

با دم معدود، از بیهوده گویی لب ببند

مفلسان را هیچ عیبی بدتر از اسراف نیست

می کند در پرده، از شرم کرم، احسان وجود

بر لب دریای گوهر، کف ز جوش لاف نیست

در چنین بحری که طوفان می کند آب گهر

کشتی ما را به خشکی بیستن از انصاف نیست

ناقصان صائب ز چرخ بی بصیرت خوشدلند

قلب چون نقدست رایج، هر کجا صراف نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵باده بی درد در میخانه افلاک نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۷روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۸عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۹بار بر مجنون ما جمعیت اطفال نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.