پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۹

آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست

کشتی ما را به خشکی بستن از انصاف نیست

می توانست از زر گل کرد ما را بی نیاز

حیف گوش باغبان را پرده انصاف نیست

گوهر نایاب را بتوان به شیرینی خرید

در بهای بوسه ای گر جان دهی اسراف نیست

گر سخن کیفیتی دارد سرایت می کند

هیچ عیبی اهل معنی را بتر از لاف نیست

پشت بر من می کند هر گاه رویی دید ازو

سینه ام با سینه آیینه زان رو صاف نیست

خرمن مه پیش من یک جو ندارد اعتبار

دانه عنقای ما جز نقطه های قاف نیست

در سخن از عرفی و طالب ندارد کوتهی

عیب صائب این بود کز زمره اسلاف نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵باده بی درد در میخانه افلاک نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۷روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۸عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.