پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۹

چهره گل چون بناگوش تو شبنم پوش نیست

خط ریحان چون خط سبز تو بازیگوش نیست

گرچه در ظاهر بلبل سر گران افتاده است

در بساط گل به جز خمیازه آغوش نیست

ابر بی توفیق ما را از شفق پا در حناست

ورنه دریای معانی یک نفس بی جوش نیست

پرده غفلت حجاب چشم کافر نعمت است

ورنه هر نیشی که گردون می زند بی نوش نیست

از نظربازان برآورد آن خط مشکین غبار

درد این میخانه کم از باده سرجوش نیست

هر که از راه مدارا می کند خصمی بلاست

می توان پرهیز کرد از سگ اگر خاموش نیست

می دود گر جهان چون بوی یوسف راز عشق

این نوای شوخ در بند لب خاموش نیست

نشأه ای داریم صائب از جوانی شوختر

در شراب کهنه ما گر به ظاهر جوش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.