پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۶

حسن را جز چشم حیران، دست دامنگیر نیست

عکس را پای سفر ز آیینه تصویر نیست

نشأه می آدمی را تازه رو دارد مدام

گر کند عمر طبیعی دختر رز، پیر نیست

نیست شبها غیر داغ عشق، دلسوزی مرا

بر سر مجنون چراغی غیر چشم شیر نیست

بر گرانجانان دم تیغ است چون پشت کمان

بر سبکروحان نگاه کج کم از شمشیر نیست

جز گرفتاری ندارد حاصلی این دامگاه

دانه ای اینجا به غیر از دانه زنجیر نیست

دور می سازد گرانخوابی ره نزدیک را

بهر قطع راه، مقراضی به از شبگیر نیست

نیست چون ریگ روان از آب سیری حرص را

آدمی را نعمتی بهتر ز چشم سیر نیست

اختلافی نیست در گفتار ما دیوانگان

بیش از یک ناله در صد حلقه زنجیر نیست

در دل پاکان ندارد ره نسیم انقلاب

آب را در صلب گوهر بیمی از تغییر نیست

ما به اشک شادی از دل دعوی خون شسته ایم

خاک ما افتادگان را دست دامنگیر نیست

در کهنسالی شود حرص خسیسان بیشتر

تا نگردد خشک، دست خار دامنگیر نیست

رحم خوبان از ستم صائب بود خونخوارتر

ورنه آه و ناله عشاق بی تأثیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸گرچه طبعم کم ز خورشید جهان افروز نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹چهره گل چون بناگوش تو شبنم پوش نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰هیچ باری از سبو بر دوش اهل هوش نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.