پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۶

کوچه گرد بیخودی را خانمان در کار نیست

شاهباز لامکان را آشیان در کار نیست

بست بر من ریزش پیر مغان راه سئوال

در میان بحر ماهی را زبان در کار نیست

بی دلیل و رهنما سیلاب واصل شد به بحر

جذبه ای گر هست ازان سو، کاروان در کار نیست

عندلیب از بوی گل در بیضه مستی می کند

چون غذا افتاد روحانی، دهان در کار نیست

دور باشی نیست حاجت روی شرم آلود را

باغ چون دربسته باشد باغبان در کار نیست

عارفان پیش از اجل ترک علایق کرده اند

دل چو شد سرد از جهان باد خزان در کار نیست

از هوسناکان سراغ کوی جانان را مپرس

جنبش تیر هوایی را نشان در کار نیست

جوش گل باشد سبک جولانتر از سیل بهار

مرغ زیرک را درین باغ آشیان در کار نیست

می برد کف را سبکباری ز دریا بر کنار

کشتی بی لنگران را بادبان در کار نیست

سنگ را پاسنگ حاجت نیست چون باشد تمام

چشم ما را پرده خواب گران در کار نیست

تا نمی گردد صفیر خامه صائب بلند

هایهویی در میان بلبلان در کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲کوری خود گر نبینند اهل دنیا دور نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵روی سخت کوه را پروایی از شمشیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.