پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۷

زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی اوست

عطسه بی اختیار صبحدم از بوی اوست

می شمارد آسمان را سبزه خوابیده ای

دیده هر کس که محو قامت دلجوی اوست

آن که می سوزد فروغش خواب را در چشم من

آسمان یک شعله نیلوفری از روی اوست

بوی پیراهن گریبان چاک می آید به مصر

می توان دانست کز دیوانگان بوی اوست

یک سر ناخن ندارد عقل اینجا اختیار

عقده دل را گشاد از جنبش ابروی اوست

خانه دل را خیال یار می روبد ز غیر

آه دردآلود من آثار رفت و روی اوست

شیوه های حسن او صائب نیاید در شمار

دلبری یک چشمه کار از نرگس جادوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹گریه مستانه من از خمار چشم توست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰کوه را پای ادب در دامن تمکین ازوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱تا ز رخ زلف آن بهشتی روی دور انداخته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناز تا اسباب دل بردن مهیا ساخته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳باز از معموره دلها فغان برخاسته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴زلف گرد عارض او رشته گلدسته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.