پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۲

حق‌پرستی، قطره را در کار دریا کردن است

خودشناسی، بحر را در قطره پیدا کردن است

بی وجود حق ز خود آثار هستی یافتن

ذره ناچیز بی خورشید پیدا کردن است

ترک دنیا کرده را باطن مصفا می شود

چشم پوشیدن ز اوضاع جهان، وا کردن است

صلح دادن سبحه و زنار را با یکدگر

رشته سر در گم توفیق پیدا کردن است

در حجاب خامشی با روح گلشن همزبان

طوطیان را در پس آیینه گویا کردن است

گر رسد باد مخالف، ور وزد باد مراد

بادبان کشتی ما دل به دریا کردن است

سینه را از خار خارکین مصفا ساختن

جمع کردن خار و خس، در چشم اعدا کردن است

بر زمین از سالکان گرمرو جستن نشان

نقش پای موج را در بحر پیدا کردن است

سر به زیر بال بردن بلبلان را در بهار

غنچه محجوب را در پرده رسوا کردن است

دیده یعقوب می باید برای امتحان

کار بوی پیرهن هر چند بینا کردن است

چون توان خاطرنشان طفل طبعان ساختن؟

این تماشاها که در ترک تماشا کردن است

نیست ناقص را کمالی بهتر از اظهار عجز

دستگیر ناشناور، دست بالا کردن است

آستین بر گوهر عبرت فشاندن مشکل است

ورنه صائب را چه پروای تماشا کردن است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۴جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۵عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نامرادی زندگی بر خویش آسان کردن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹سر گران از دل گذشتن، صید را خواباندن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰خنده رویی میهمان را گل به جیب افشاندن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱بیخودی دامن به جسم خاکسار افشاندن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.