پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۵

عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است

عشق، این اوراق را شیرازه دل کردن است

جای خود را گرم کردن در سرای عاریت

عکس را در خانه آیینه منزل کردن است

رخنه اندیشه را مسدود کردن عزلت است

ورنه خلوت را ز فکر پوچ محفل کردن است

گر کلیدی هست قفل کعبه مقصود را

دست خود کوته ز دامان وسایل کردن است

با خس و خاشاک بستن پیش راه سیل را

بهر ما دیوانگان فکر سلاسل کردن است

با تکلف زندگی کردن درین مهمانسرا

بر خود و بر دوستداران کار مشکل کردن است

هست اگر راه گریز این خانه دربسته را

چشم پوشیدن ز عالم، رخنه در دل کردن است

با قد خم گشته آسودن درین وحشت سرا

خوابگاه از سایه دیوار مایل کردن است

چون مرا نظاره آن شاخ گل دیوانه کرد؟

کار چوب گل اگر دیوانه عاقل کردن است

همت ذاتی به جودست از گدا محتاج تر

از کریمان خواستن، احسان به سایل کردن است

گفتگوی عشق صائب پیش این بی حاصلان

در زمین شور تخم خویش باطل کردن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نامرادی زندگی بر خویش آسان کردن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹سر گران از دل گذشتن، صید را خواباندن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰خنده رویی میهمان را گل به جیب افشاندن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱بیخودی دامن به جسم خاکسار افشاندن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲خرقه آزادگان چشم از جهان پوشیدن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴چشم من از گریه مستانه من روشن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.