پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۰

در بیابانی که خارش تشنه خون خوردن است

پای در دامن کشیدن گل به دامن کردن است

رزق ما چون شبنم از رنگین عذاران چمن

با کمال قرب، دندان بر جگر افشردن است

چون صدف دامن گره کردن به دامان گهر

در گریبان دشمن خونخوار را پروردن است

خو به عزلت کن که در بحر پر آشوب جهان

گوشه گیری کشتی خود را به ساحل بردن است

معنی نازک به آسانی نمی آید به دست

پیچ و تاب جوهر هر شمشیر از خون خوردن است

عمر در تمهید اسباب سفر ضایع مکن

توشه ای گر هست راه عشق را، دل خوردن است

نیست راهی از دل و دین باختن نزدیکتر

در قمار عشق هر کس را که میل بردن است

سر به جیب خامشی بردن درین آشوبگاه

از خم چوگان گردون گوی بیرون بردن است

از تأمل پایه معنی به گردون می رسد

سرفرازی نخل را صائب ز پا افشردن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۲حق‌پرستی، قطره را در کار دریا کردن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۳بی سؤال احسان به درویشان سخاوت کردن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۴جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۵عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نامرادی زندگی بر خویش آسان کردن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹سر گران از دل گذشتن، صید را خواباندن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.