پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

خلعت چشم من است راحتِ دیدار تو

راحت گوش من است لذت گفتار تو

رشک همه عالمند گوش من و چشم من

از پی گفتار تو وز پی دیدار تو

از گل رخسار تو خسته‌دلم روز و شب

خستن خار آمده است در گل رخسار تو

گرچه نه خاری نه گل، هم تو گلی هم تو خار

ای همه گل‌های باغ چاکر یک خار تو

در سر کار تو شد دانش و صبر و خرد

ای خِرَدِ بخردان شیفته در کار تو

عقل دهان تو را نیمهٔ دینار خواند

تا همه عقلم ببرد نیمهٔ دینار تو

عشق جمال تو را با گل و گلزار یافت

ای همه زاریِ من زان گل و گلزار تو

فاسدی و کاسدیم از تو پدید آمده‌ست

فاسد راه توام، کاسد بازار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱شب شنیدستی ز روز آویخته
  2. شمارهٔ ۴۲ماه را ماند رُخش ناکاسته
  3. شمارهٔ ۴۳گر به دو رخ فتنهٔ نظّاره‌ای
  4. شمارهٔ ۴۴سپهر نیکویی را مهر و ماهی
  5. شمارهٔ ۴۵تنگ است مرا دل ز غم تنگ‌دهانی
  6. شمارهٔ ۴۶از مشک ناب سلسله بر مه فکنده‌ای
  7. شمارهٔ ۴۷ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمی
  8. شمارهٔ ۴۸گشتم از هجر او نزار چو نی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.