پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

ماه را ماند رُخش ناکاسته

زلف چون شب ماه را آراسته

سرو بالایی که چون بالای او

باغبان یک سرو ناپیراسته

تا مرا سودای آن مه در سر است

ماه را مانم ولیکن کاسته

در نشست و خاست چون سرو است و مه

فتنه‌ای زان سرو و مه برخاسته

از همه خوبان دل او را خواسته است

هم دلش دارم فدا هم خواسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴سپهر نیکویی را مهر و ماهی
  2. شمارهٔ ۴۵تنگ است مرا دل ز غم تنگ‌دهانی
  3. شمارهٔ ۴۶از مشک ناب سلسله بر مه فکنده‌ای
  4. شمارهٔ ۴۷ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمی
  5. شمارهٔ ۴۸گشتم از هجر او نزار چو نی
  6. شمارهٔ ۴۹به روی توام دل گشاید همی
  7. شمارهٔ ۵۰گر مرا سودای آن یار کمانکش نیستی
  8. شمارهٔ ۵۱به جان و دل ترا باشم، چه باشد گر مرا باشی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.