پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گر مرا سودای آن یار کمانکش نیستی

دل ز تیر غمزگان او چو ترکش نیستی

شادی از دیدار من پنهان نگشتی چون پری

گر دلم در بند آن حور پری‌وش نیستی

گر نه خوار از عشق (او) چون خاک پیش بادمی

مر مرا در دیده و دل آب و آتش نیستی

گر نبودی صورت او آفت نقاش چین

صورت عشقش مرا در دل منقّش نیستی

ور ز روی او وصال، انصاف من بستاندی

روزگار من چو زلف او مشوش نیستی

سخت ناخوش عیش دارم کز جمالش غایبم

گر جمالش حاضرستی، عیش ناخوش نیستی

رنجه‌ام از چشم و دل، وز جان و تن وز عیش و عمر

گر نبودی فرقت او رنج هر شش نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲نگارا صد هزاره گر دلستی
  2. شمارهٔ ۵۳گر نه ز رقیبِ ناخوشستی
  3. شمارهٔ ۵۴مکن از من حذر ای بی معنی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.