پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۵۰

دل مبند ای حکیم بر دنیا

که نه چیزیست جاه مختصرش

شکر آنان خورند ازین غدار

که ندانند زهر در شکرش

پیش ازان کز نظر بیفکندت

ای برادر بیفکن از نظرش

هیچ مهلت نمی‌دهد ایام

که نه برمی‌کند به یکدگرش

خرد بینش به چشم اهل تمیز

که بزرگی بود بدین قدرش

زندگانی و مردنش بد بود

که نماند و بماند سیم و زرش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۲شجر مقل در بیابان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۵۳ای که دانش به مردم آموزی
  3. شمارهٔ ۱۵۴دوش مرغی به صبح می‌نالید
  4. شمارهٔ ۱۵۵مشمر برد ملک آن پادشاه
  5. شمارهٔ ۱۵۶مگسی گفت عنکبوتی را
  6. شمارهٔ ۱۵۷پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام
  7. شمارهٔ ۱۵۸دشمنت خود مَباد و گَر باشد
  8. شمارهٔ ۱۵۹چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.