پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۵۴

دوش مرغی به صبح می‌نالید

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که تو را

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح خوان و من خاموش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۶مگسی گفت عنکبوتی را
  2. شمارهٔ ۱۵۷پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام
  3. شمارهٔ ۱۵۸دشمنت خود مَباد و گَر باشد
  4. شمارهٔ ۱۵۹چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند
  5. شمارهٔ ۱۶۰خواجه تشریفم فرستادی و مال
  6. شمارهٔ ۱۶۱کَسان که تلخیِ حاجت نیازمودَستَند
  7. شمارهٔ ۱۶۲به مرگ خواجه فلان هیچ گم نگشت جهان
  8. شمارهٔ ۱۶۳خطاب حاکم عادل مثال بارانست
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.