پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۵۲

شجر مقل در بیابان‌ها

نرسد هرگز آفتی به برش

رطب از شاهدی و شیرینی

سنگ‌ها می‌زنند بر شجرش

بلبل اندر قفس نمی‌ماند

سال‌ها، جز به علت هنرش

زاغ ملعون از آن خسیس‌ترست

که فرستند باز بر اثرش

وز لطافت که هست در طاووس

کودکان می‌کنند بال و پرش

که شنیدی ز دوستان خدای

که نیامد مصیبتی به سرش؟

هر بهشتی که در جهان خداست

دوزخی کرده‌اند بر گذرش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۴دوش مرغی به صبح می‌نالید
  2. شمارهٔ ۱۵۵مشمر برد ملک آن پادشاه
  3. شمارهٔ ۱۵۶مگسی گفت عنکبوتی را
  4. شمارهٔ ۱۵۷پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام
  5. شمارهٔ ۱۵۸دشمنت خود مَباد و گَر باشد
  6. شمارهٔ ۱۵۹چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند
  7. شمارهٔ ۱۶۰خواجه تشریفم فرستادی و مال
  8. شمارهٔ ۱۶۱کَسان که تلخیِ حاجت نیازمودَستَند
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.