پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۲۸

فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر، که این دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده. احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبش دمی فربه نماید.

الا تا نشنوی مدح سخنگوی

که اندک مایه نفعی از تو دارد

که گر روزی مرادش بر نیاری

دو صد چندان عیوبت بر شمارد

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۳۰همه کس را عقلِ خود به کمال نماید و فرزندِ خود به جمال.
  2. حکمت شمارهٔ ۳۱ده آدمی بر سفره‌ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته‌اند: توانگری به قناعت، به از توانگری به بضاعت.
  3. حکمت شمارهٔ ۳۲هر که در حال توانایی نکویی نکند در وقت ناتوانی سختی بیند.
  4. حکمت شمارهٔ ۳۳هر چه زود بر آید دیر نپاید.
  5. حکمت شمارهٔ ۳۴کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.
  6. حکمت شمارهٔ ۳۵نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
  7. حکمت شمارهٔ ۳۶هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
  8. حکمت شمارهٔ ۳۷هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.