پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۳۱

ده آدمی بر سفره‌ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته‌اند: توانگری به قناعت، به از توانگری به بضاعت.

رودهٔ تنگ به یک نانِ تهی پُر گردد

نعمتِ روی زمین پر نکند دیدهٔ تنگ

پدر چون دورِ عمرش منقضی گشت

مرا این یک نصیحت کرد و بُگذشت

که شهوت آتش است از وی بپرهیز

به خود بَر آتشِ دوزخ مکُن تیز

در آن آتش نداری طاقت سوز

به صبر آبی بر این آتش زن امروز

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۳۳هر چه زود بر آید دیر نپاید.
  2. حکمت شمارهٔ ۳۴کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.
  3. حکمت شمارهٔ ۳۵نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
  4. حکمت شمارهٔ ۳۶هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
  5. حکمت شمارهٔ ۳۷هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.
  6. حکمت شمارهٔ ۳۸مردمان را عیب نهانی پیدا مکن که مر ایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد.
  7. حکمت شمارهٔ ۳۹از تن بی‌دل طاعت نیاید و پوست بی‌مغز را بضاعت نشاید.
  8. حکمت شمارهٔ ۴۰نه هر که در مجادله چُست، در معامله درست.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.