پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۳۴

کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.

به چشمِ خویش دیدم در بیابان

که آهسته سَبَق بُرد از شتابان

سمندِ بادپای از تک فرو ماند

شتربان هم‌چنان آهسته می‌راند

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۳۶هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
  2. حکمت شمارهٔ ۳۷هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.
  3. حکمت شمارهٔ ۳۸مردمان را عیب نهانی پیدا مکن که مر ایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد.
  4. حکمت شمارهٔ ۳۹از تن بی‌دل طاعت نیاید و پوست بی‌مغز را بضاعت نشاید.
  5. حکمت شمارهٔ ۴۰نه هر که در مجادله چُست، در معامله درست.
  6. حکمت شمارهٔ ۴۱اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.
  7. حکمت شمارهٔ ۴۲نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست. کار اندرون دارد نه پوست.
  8. حکمت شمارهٔ ۴۳هرکه با بزرگان ستیزد، خون خود ریزد.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.