پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۳۷

هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.

گر نشیند فرشته‌ای با دیو

وحشت آموزد و خیانت و ریو

از بدان نیکویی نیاموزی

نکند گرگ پوستین دوزی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۳۹از تن بی‌دل طاعت نیاید و پوست بی‌مغز را بضاعت نشاید.
  2. حکمت شمارهٔ ۴۰نه هر که در مجادله چُست، در معامله درست.
  3. حکمت شمارهٔ ۴۱اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.
  4. حکمت شمارهٔ ۴۲نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست. کار اندرون دارد نه پوست.
  5. حکمت شمارهٔ ۴۳هرکه با بزرگان ستیزد، خون خود ریزد.
  6. حکمت شمارهٔ ۴۴پنجه با شیر زدن و مشت با شمشیر، کار خردمندان نیست.
  7. حکمت شمارهٔ ۴۵ضعیفی که با قوی دلاوری کند، یار دشمن است در هلاک خویش.
  8. حکمت شمارهٔ ۴۶بی هنران، هنرمند را نتوانند که بینند همچنان که سگان بازاری سگ صید را مشغله برآرند و پیش آمدن نیارند. یعنی سفله چون به هنر با کسی برنیاید، به خبثش در پوستین افتد.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.