پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۳۰

همه کس را عقلِ خود به کمال نماید و فرزندِ خود به جمال.

یکی یهود و مسلمان، نزاع می‌کردند

چنان که خنده گرفت از حدیثِ ایشانم

به طَیرَه گفت مسلمان: گر این قبالهٔ من

درست نیست، خدایا، یهود میرانم

یهود گفت: به تورات می‌خورم سوگند!

وگر خِلاف کنم همچو تو مسلمانم

گر از بَسیطِ زمین، عقل، مُنعَدِم گردد

به خود، گمان نبَرَد هیچ‌کس که نادانم

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۳۲هر که در حال توانایی نکویی نکند در وقت ناتوانی سختی بیند.
  2. حکمت شمارهٔ ۳۳هر چه زود بر آید دیر نپاید.
  3. حکمت شمارهٔ ۳۴کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.
  4. حکمت شمارهٔ ۳۵نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
  5. حکمت شمارهٔ ۳۶هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
  6. حکمت شمارهٔ ۳۷هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.
  7. حکمت شمارهٔ ۳۸مردمان را عیب نهانی پیدا مکن که مر ایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد.
  8. حکمت شمارهٔ ۳۹از تن بی‌دل طاعت نیاید و پوست بی‌مغز را بضاعت نشاید.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.