پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۰

شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد

گریه‌زده خندهٔ مجازی می‌کرد

آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز

استاده بد و زبان‌درازی می‌کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۲آن دوست که آرام دل ما باشد
  2. رباعی شمارهٔ ۴۳آن را که جمال ماه پیکر باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۴۴آن را که نظر به سوی هر کس باشد
  4. رباعی شمارهٔ ۴۵هر سرو که در بسیط عالم باشد
  5. رباعی شمارهٔ ۴۶گر دست تو در خون روانم باشد
  6. رباعی شمارهٔ ۴۷بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد
  7. رباعی شمارهٔ ۴۸آهو بره را که شیر در پی باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۴۹ما را به چه روی از تو صبوری باشد
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.