پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۸

خالی که مرا عاجز و محتال بکرد

خطی برسید و دفع آن خال بکرد

خال سیهش بود که خونم می‌ریخت

ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۰شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد
  2. رباعی شمارهٔ ۴۱ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد
  3. رباعی شمارهٔ ۴۲آن دوست که آرام دل ما باشد
  4. رباعی شمارهٔ ۴۳آن را که جمال ماه پیکر باشد
  5. رباعی شمارهٔ ۴۴آن را که نظر به سوی هر کس باشد
  6. رباعی شمارهٔ ۴۵هر سرو که در بسیط عالم باشد
  7. رباعی شمارهٔ ۴۶گر دست تو در خون روانم باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۴۷بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.