پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۶

کس نیست که غم از دل ما داند برد

یا چارهٔ کار عشق بتواند برد

گفتم که به شوخی ببرد دست از ما

زین دست که او پیاده می‌داند برد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۸خالی که مرا عاجز و محتال بکرد
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد
  3. رباعی شمارهٔ ۴۰شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد
  4. رباعی شمارهٔ ۴۱ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد
  5. رباعی شمارهٔ ۴۲آن دوست که آرام دل ما باشد
  6. رباعی شمارهٔ ۴۳آن را که جمال ماه پیکر باشد
  7. رباعی شمارهٔ ۴۴آن را که نظر به سوی هر کس باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۴۵هر سرو که در بسیط عالم باشد
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.