پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هفتم در عالم تربیت

بخش ۱۲ - حکایت

مرا در نظامیه ادرار بود

شب و روز تلقین و تکرار بود

مر استاد را گفتم ای پر خرد

فلان یار بر من حسد می‌برد

چو من داد معنی دهم در حدیث

بر آید به هم اندرون خبیث

شنید این سخن پیشوای ادب

به تندی برآشفت و گفت ای عجب!

حسودی پسندت نیامد ز دوست

که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

گر او راه دوزخ گرفت از خسی

از این راه دیگر تو در وی رسی

ادامه‌ی باب هفتم در عالم تربیت

  1. بخش ۱۴ - حکایتشنیدم که از پارسایان یکی
  2. بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیتبه طفلی درم رغبت روزه خاست
  3. بخش ۱۶ - حکایتطریقت شناسان ثابت قدم
  4. بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشدسه کس را شنیدم که غیبت رواست
  5. بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانیشنیدم که دزدی درآمد ز دشت
  6. بخش ۱۹ - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازانیکی گفت با صوفی‌یی در صفا
  7. بخش ۲۰ - حکایت فریدون و وزیر و غمازفریدون وزیری پسندیده داشت
  8. بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشانزنِ خوبِ فرمانبَرِ پارسا
همه‌ی باب هفتم در عالم تربیت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.