پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۹

از دوست به هر چیز چرا بایَدَت آزَرد؟

کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد

گر خوار کند مهتر، خواری نکند عیب

چون بازنوازد، شود آن داغ جفا سرد

صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش

گر خار براَندیشی خرما نتوان خَورد

او خشم همی گیرد، تو عذر همی خواه

هر روز به نو یار دگر می‌نتوان کرد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
  2. شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادیمُرد مرادی، نه همانا که مُرد
  3. شمارهٔ ۳۳زلف تو را جیم که کرد آن که کرد
  4. شمارهٔ ۳۴فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شود
  5. شمارهٔ ۳۵ - جشن مهرگانملکا، جشن مهرگان آمد
  6. شمارهٔ ۳۶گل دگر ره به گلستان آمد
  7. شمارهٔ ۳۷ - دیر زیاد آن بزرگوار خداونددیر زیاد! آن بزرگوار خداوند
  8. شمارهٔ ۳۸جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.