پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۲

چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند

انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟

تا باز که او را بکشد، آن که تو را کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴پیشم آمد بامداد آن دلبر از راه شکوخ
  2. شمارهٔ ۲۵ای روی تو چو روز دلیل موحدان
  3. شمارهٔ ۲۶شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد
  4. شمارهٔ ۲۷جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
  5. شمارهٔ ۲۸چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد
  6. شمارهٔ ۲۹از دوست به هر چیز چرا بایَدَت آزَرد؟
  7. شمارهٔ ۳۰ - در مدح نصر بن احمد سامانیحاتم طایی تویی اندر سخا
  8. شمارهٔ ۳۱چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.