پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد سوم

آه آتشناک

چون شمع نیمه‌جان به هوای تو سوختیم

با گریه ساختیم و به پای تو سوختیم

اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم

عمری که سوختیم برای تو سوختیم

پروانه سوخت یک شب و آسود جان او

ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیم

دیشب که یار انجمن‌افروز غیر بود

ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم

کوتاه کن حکایت شب‌های غم رهی

کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم

ادامه‌ی غزلها - جلد سوم

  1. شراب بوسهشکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشت
  2. پردهٔ نیلیرفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم
  3. فریاد بی‌اثراز صحبت مردم دل ناشاد گریزد
  4. صفای شبنماو را به رنگ و بوی نگویم نظیر نیست
  5. بار گرانزندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست
  6. ساز سخنآب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
  7. ستاره بازیگرتا گریزان گشتی ای نیلوفری‌چشم از برم
  8. سوسن وحشیدوش تا آتش می از دل پیمانه دمید
همه‌ی غزلها - جلد سوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.