پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ابیات پراکنده

باید خریدارم شوی

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

وَز جان و دل یارم شوی تا عاشقِ زارت شوم

من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران

اول به دام آرم تُرا و آنگه گرفتارت شوم

ادامه‌ی ابیات پراکنده

  1. تلخکامیداغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
  2. دریای تهیدر جام فلک باده بی‌دردسری نیست
  3. رنج زندگیهزار شکر که از رنج زندگی آسود
  4. آوارهجز کوی تو جایی من آواره ندارم
  5. به اقتفای خواجههنوز مشت خسی بهر سوختن باقی است
  6. سایهٔ هماچشم تو نظر بر من بی‌مایه فکنده است
  7. نیرنگ نسیمنرم‌نرم از چاک پیراهن تنش را بوسه داد
  8. بی‌نصیبکنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست
همه‌ی ابیات پراکنده ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.