پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸

از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست

فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست

پرسش کردی به یک زبانم شب دوش

و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۰غافل مشو، ای دل، که نیازم با تست
  2. رباعی شمارهٔ ۲۱خالی که به شیوه پای بست لب تست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲اوحد، دیدی که هرچه دیدی هیچست؟
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳آتش تپش از جان به تابم بردست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴ای بوده مرا ز جسم و جان هیچ به دست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۵زلفت، که چو حلقهٔ کمند افتادست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۶حسنی که تو، ای نگار، داری بردست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۷ابر آن نکند که این جلب زن کردست
همه‌ی رباعیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.