پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۲

یک شهر بجست و جوی آن دوست همه

بگذشته ز مغز و در پی پوست همه

گر زانکه طریق طلبش دانستی

از خود طلبش داری و خود اوست همه

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ای لاف زنان را همه بویی ز تو نه
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۵آب ار چه به هر گوشه کند جنبش و رای
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۶بر برگ گل آن سه خال کانداخته‌ای
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۷آن درد، که با پای تو کرد آن چستی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۸در عشق تو از سر بنهادم هستی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۹تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۰اقبال سعادت به ازینت بودی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۱یارا، گر از آن شربت شافی داری
همه‌ی رباعیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.