پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶

ای دوست، کنون که بوی گل حامی ماست

زاهد بودن موجب بدنامی ماست

فصل گل و باغ تازه و صحرا خوش

بی‌بادهٔ خام بودن از خامی ماست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹در سینه ز دست دل جگر تابیهاست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۰غافل مشو، ای دل، که نیازم با تست
  4. رباعی شمارهٔ ۲۱خالی که به شیوه پای بست لب تست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲اوحد، دیدی که هرچه دیدی هیچست؟
  6. رباعی شمارهٔ ۲۳آتش تپش از جان به تابم بردست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴ای بوده مرا ز جسم و جان هیچ به دست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۵زلفت، که چو حلقهٔ کمند افتادست
همه‌ی رباعیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.