پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۰

قدش به درخت سرو می‌ماند راست

زلفش به رسن، که پای بند دل ماست

دل میل گنه دارد از آن روز که دید

کو را رسن از زلف و درخت از بالاست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲جانا، تو به حسن اگر نلافی پیداست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳کی دست رسد بدان بلندی که تراست؟
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴جانا، سر زلف تو پراگنده چراست؟
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵یارب، تو بدین قوت سهلی که مراست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶ای دوست، کنون که بوی گل حامی ماست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷خال تو به هر حال پسندیدهٔ ماست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹در سینه ز دست دل جگر تابیهاست
همه‌ی رباعیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.