پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

رباعیات الحاقی

۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ درویش چو صابری است کامش بادا
  2. شمارهٔ ۲ هجرانت بدان صفت [که] بگداخت مرا
  3. شمارهٔ ۳ آن کس که بنا نهاد این ایوان را
  4. شمارهٔ ۴ عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
  5. شمارهٔ ۵ آن را که زبان و سینه یکتاست کجاست
  6. شمارهٔ ۶ چون تیر اجل رسد سپرها هیچ است
  7. شمارهٔ ۷ ذاتم ز ورای حرف و بیرون ز حد است
  8. شمارهٔ ۸ ای آمدهٔ به وعده بازآمده راست
  9. شمارهٔ ۹ عشقت صنما مجاور دیدهٔ ماست
  10. شمارهٔ ۱۰ زین گونه که حال ناپسندیدهٔ ماست
  11. شمارهٔ ۱۱ ابواب ملاقات اگر مسدود است
  12. شمارهٔ ۱۲ از حال مرید شیخ اگر بی خبر است
  13. شمارهٔ ۱۳ دوش از سر پای یار با من بنشست
  14. شمارهٔ ۱۴ عشقِ تو به عالمِ دل آمد سرمست
  15. شمارهٔ ۱۵ شوریده دلانیم نه هشیار و نه مست
  16. شمارهٔ ۱۶ دل را خطری نیست سخن در جان است
  17. شمارهٔ ۱۷ [چندین مخور افسوس] که نتوان دانست
  18. شمارهٔ ۱۸ امروز که یار من مرا مهمان است
  19. شمارهٔ ۱۹ دانم که بتم چو لؤلؤی مکنون است
  20. شمارهٔ ۲۰ سرمایهٔ ما از همه عالم دلکی است
  21. شمارهٔ ۲۱ افسوس که دیدهٔ نکوبینت نیست
  22. شمارهٔ ۲۲ در مدرسه ها مایهٔ گفتارم نیست
  23. شمارهٔ ۲۳ در عالم دون دلِ کسی یافته نیست
  24. شمارهٔ ۲۴ آن کس که هزار عالم از رنگ نگاشت
  25. شمارهٔ ۲۵ افسوس که اطراف رخت خا[ر] گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶ آوازهٔ آواز تو در خلق گرفت
  27. شمارهٔ ۲۷ عیسی به فلک رسید خر خشم گرفت
  28. شمارهٔ ۲۸ یار آمد و گفت خسته می دار دلت
  29. شمارهٔ ۲۹ ای روی تو از لطافت آیینهٔ روح
  30. شمارهٔ ۳۰ نه مهر تو در دل حزین می گنجد
  31. شمارهٔ ۳۱ از صدق دل مرده جهان بین گردد
  32. شمارهٔ ۳۲ لعلش که دو صد گنج نهانی دارد
  33. شمارهٔ ۳۳ بر برگ گلت مورچه ره خواهد کرد
  34. شمارهٔ ۳۴ در خاک نگه کند چو با ما نگرد
  35. شمارهٔ ۳۵ یاد تو کنم زچشم من خون بچکد
  36. شمارهٔ ۳۶ خطها که خدت را به مصاف آمده اند
  37. شمارهٔ ۳۷ خطی که بر آن عارض چون مه کردند
  38. شمارهٔ ۳۸ هم آه من سوخته کاری بکند
  39. شمارهٔ ۳۹ از عشق تو جان من جنون می بیند
  40. شمارهٔ ۴۰ دل چون دل من غمزده نتواند بود
  41. شمارهٔ ۴۱ عاشق چه کند چو دل به دستش نبود
  42. شمارهٔ ۴۲ مِهر تو چو مُهر از نگینم نرود
  43. شمارهٔ ۴۳ گر عکس رخت زدیده بگسسته شود
  44. شمارهٔ ۴۴ کامل صفتی راه فنا می پیمود
  45. شمارهٔ ۴۵ روی تو که مَه را زخود افزون ننهد
  46. شمارهٔ ۴۶ من بندهٔ آنم که دلی برباید
  47. شمارهٔ ۴۷ از رنگ رخش گل به فغان می آید
  48. شمارهٔ ۴۸ گلبرگ ز روی چو مهت شاید چید
  49. شمارهٔ ۴۹ آن شاه که او ملک تواند بخشید
  50. شمارهٔ ۵۰ بگذار که تا زلف تو گیرم یک بار
  51. شمارهٔ ۵۱ زنهار در آن دو چشم مخمور نگر
  52. شمارهٔ ۵۲ گر بنگ خوری ای به رخ خوبان، خور
  53. شمارهٔ ۵۳ از خوان زمانه نیم نانی کم گیر
  54. شمارهٔ ۵۴ با دل گفتم صحبت شاهی کم گیر
  55. شمارهٔ ۵۵ آنها که ندانند حقیقت زمجاز
  56. شمارهٔ ۵۶ در عشق توام هر نفس اندوه تو بس
  57. شمارهٔ ۵۷ دارم زتو اشتیاق چندانک مپرس
  58. شمارهٔ ۵۸ خود را به هوس مدار در پای دریغ
  59. شمارهٔ ۵۹ گر فخر به من نمی رسد عار اینک
  60. شمارهٔ ۶۰ از دوست به هر رهگذری می پرسم

متن اشعار به نقل از گنجور.