پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة

۲۶۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ ای از پی دیدنت منوّر چشمم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ آن را که فراموش نئی یادش کن
  3. شمارهٔ ۱۲۳ در حضرت تو صدق و نیاز آوردم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ای از پی لطف تو دل من نگران
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ای از کرم تو خلق را امن و امان
  6. شمارهٔ ۱۲۶ استاد چو صانع آمد و چابک دست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ خاصیت قرآن تو ندانی شاید
  8. شمارهٔ ۱۲۸ بگذر زمکان و کون عالم به طلسم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - نعت النبوة فرمان ده ملک انبیا کیست؟ تویی
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - نعت النبوة صدری که چو بدر کرد عالم انور
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - نعت النبوة من خود به چه دل زنم دم سودایش
  12. شمارهٔ ۱۳۲ - نعت النبوة جز در غم تو شادی من نفزاید
  13. شمارهٔ ۱۳۳ - امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه صلوات الله ای نسخهٔ نامهٔ الهی که تویی
  14. شمارهٔ ۱۳۴ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله ای گوهر فضل و علم و دریای علوم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - امیرالمؤمنین حسین علیه صلوات الله ای آنکه چو تو شهی زمانه بنزاد
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله ای ماه زحسن خلق تو یافته بهر
  17. شمارهٔ ۱۳۷ - التّوکّل او را خواهی از زن و فرزند ببُر
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - التّوکّل عشّاق به فضل آشنایان تواند
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - التّوکّل رزّاق یکی است هر که جز او مرزوق
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - الرّضا و التّسلیم اقسمت بمن رجوت ان یدنیکم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - الرّضا و التّسلیم تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
  22. شمارهٔ ۱۴۲ - الرّضا و التّسلیم خواهی که خدا هرچ نکو با تو کند
  23. شمارهٔ ۱۴۳ - الرّضا و التّسلیم جز حق حَکَمی که حکم را شاید نیست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ - الرّضا و التّسلیم راضی چو نئی بدانچ او با تو کند
  25. شمارهٔ ۱۴۵ - الرّضا و التّسلیم ایزد همه کار بد و نیکو داند
  26. شمارهٔ ۱۴۶ - الرّضا و التّسلیم آنجا که سعادت است چه تسبیح و چه چنگ
  27. شمارهٔ ۱۴۷ - الرّضا و التّسلیم گر هست سعادتت چه شکّر چه شرنگ
  28. شمارهٔ ۱۴۸ - الرّضا و التّسلیم می کن ستمی و هر چه بادا بادا
  29. شمارهٔ ۱۴۹ - الرّضا و التّسلیم گر کِشتهٔ ما غم آورد غم دِرَویم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ - الرّضا و التّسلیم تو بر دل من حکم روانی می کن
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - الرّضا و التّسلیم تو به دانی دوای جانم کردن
  32. شمارهٔ ۱۵۲ - الرّضا و التّسلیم تا بتوانم به ترک غمها سازم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ - الرّضا و التّسلیم ای دل نه همه ساله شکر باید خورد
  34. شمارهٔ ۱۵۴ - الرّضا و التّسلیم چون از خُم تست می چه صافی و چه درد
  35. شمارهٔ ۱۵۵ - الرّضا و التّسلیم ای گشته به اسباب غمت جانم شاد
  36. شمارهٔ ۱۵۶ - الرّضا و التّسلیم چون کار زاندازه نخواهد افزود
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - الرّضا و التّسلیم با قوّت پیل مور می باید بود
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - الرّضا و التّسلیم ایّام دلم گرچه به غم می گذرد
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - الرّضا و التّسلیم تا من باشم زپیش رویت نشوم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ - الرّضا و التّسلیم گر یار جفا کند پسندیدهٔ ماست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ - الرّضا و التّسلیم گر واقفی ای مرد به هر اسراری
  42. شمارهٔ ۱۶۲ - الرّضا و التّسلیم در دیدن روی یار اگر چشم شوی
  43. شمارهٔ ۱۶۳ - الرّضا و التّسلیم تا برد به غارت غمت از من دل و دین
  44. شمارهٔ ۱۶۴ - الرّضا و التّسلیم ای دل طلب یار به مشتاقی کن
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - الرّضا و التّسلیم هر جان که شنیده است ندای غم تو
  46. شمارهٔ ۱۶۶ - الرّضا و التّسلیم تو زنده نئی مگر به جان غم او
  47. شمارهٔ ۱۶۷ - الرّضا و التّسلیم من خاک تو در چشم خرد می‌آرم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ - الرّضا و التّسلیم چون کار به جدّ و جهد ما برناید
  49. شمارهٔ ۱۶۹ - الرّضا و التّسلیم در راه طلب عُجب خطایی است بزرگ
  50. شمارهٔ ۱۷۰ - الرّضا و التّسلیم تا هست نشان گفت و گویی با تو
  51. شمارهٔ ۱۷۱ - الرّضا و التّسلیم تسلیم و رضا به زشت کیشان ندهند
  52. شمارهٔ ۱۷۲ - الرّضا و التّسلیم با دادهٔ حق اگر تو راضی باشی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ - الرّضا و التّسلیم آن کس که به بندگی قرارش باشد
  54. شمارهٔ ۱۷۴ - الاسرار در نقطهٔ خویشتن مرا مشکلهاست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ - الاسرار روحی که منزّه است از عالم خاک
  56. شمارهٔ ۱۷۶ - الاسرار زان پیش که ما طفیل آدم بودیم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ - الاسرار پرسیدم از آن کسی که برهان داند
  58. شمارهٔ ۱۷۸ - الاسرار در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط
  59. شمارهٔ ۱۷۹ - الاسرار در خود نگر ار نئی تو واقف زجهان
  60. شمارهٔ ۱۸۰ - الاسرار آن دم که بهم زدیم تنها من و تو

متن اشعار به نقل از گنجور.