پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۵ - رفع تهمت

تهمت فسق بمن کرد یکی کفراندیش

کایزد از صورت او معنی آدم برداشت

این سخن گوشزد شاهد عصمت گردید

شد پریشان چوسر زلفش و ماتم برداشت

روزگار آمد گفتاش که مخروش که من

پرده زین راز تهی مایه نخواهم برداشت

گفت از اول غلط افتاد مرا می بایست

دل زهم صحبتی مردم بیغم برداشت

من از این حرف بجوشیدم و گفتم دل من

آنچه برداشت خود از کون مکان غم برداشت

تو مرادانی و من نیز ترا می دانم

پس چرا باید ازاین مایه دل از هم برداشت

اهل دنیا همگی تهمت کبرند و فساد

رخت خود را که از این و رطه مسلم برداشت

ستم تهمت جهال نه برما و تو رفت

یوسف این را متحمل شد و مریم برداشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷ - نحوست طالععرفی بحیرت از فلک ظالمم کز او
  2. شمارهٔ ۸ - فراز و نشیباندر این بزم از دوکس شرمنده ام دائم که باز
  3. شمارهٔ ۹ - درشکایت روزگارعرفی آغاز گریه کن شاید
  4. شمارهٔ ۱۰ - درتهنیت تولد فرزند ممدوحصد شکر که فخر دوده جاه
  5. شمارهٔ ۱۱ - خفض جناحملاف عرفی از این ترهات و ژاژ مخای
  6. شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفیدی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخن
  7. شمارهٔ ۱۳ - باغ وصلبیا ای بخت سرگردان و بنشین
  8. شمارهٔ ۱۴ - مطایبهای که از تهمت مؤثر تو
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.