پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۱۳ - باغ وصل

بیا ای بخت سرگردان و بنشین

بزیر سایه سرو وگل و بید

که درباغی فروچیدیم محفل

که در وی عندلیبی کرده ناهید

کدامین باغ ، باغ وصل یاری

که آبش میرود درجام جمشید

زهی باغی که برگ لاله او

زند سیلی بحسن ماه و خورشید

ازآن دم کاستین زد بردماغم

نسیم این بهشت عیش جاوید

دل و جان هردم از هم میربایند

قبول منت و تاثیر امید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزلعرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز
  2. شمارهٔ ۱۶ - قدرت طبعسخن شناسا گربیت بنده رد کردی
  3. شمارهٔ ۱۷ - نشاه دلهیچ دل راه بر درش نسپرد
  4. شمارهٔ ۱۸ - مهمان وعظای بلهوس که آمده میهمان وعظ
  5. شمارهٔ ۱۹ - بخل بی نهایتهمدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه
  6. شمارهٔ ۲۰ - آخرین سخنفسانه ای بشنو عرفی از من بیمار
  7. شمارهٔ ۲۱ - آزمایشزهر هنر که زنم لاف ، امتحان شرط است
  8. شمارهٔ ۲۲ - حسن تعبیرخدایگانا ! دی بی تو در وثاق امید
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.