پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۲۲ - حسن تعبیر

خدایگانا ! دی بی تو در وثاق امید

نشسته بودم و در بر زمانه کرده فراز

که محرمی زدرم ناگهان درآمد و گفت

که ای ضمیر تواسرار غیب را غماز

بگویمت خبری کز نهایت ندرت

نتیجه های خیال ترا بود انباز

همای اوج سعادت فلان که عزت او

بنزد شه بود از عز همگنان ممتاز

چو جعد شاهد دولت بدست عزت داشت

رکاب شاه پلنک افکن هژبر اندازد

بهشت ناگهش از پی چو روزگار قدیم

عنان مصلحت داور لطیفه طراز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴ - طباخ بهشتشرم بادت گفته ای عرفی فلانرا خام گفت
  2. شمارهٔ ۲۵ - صلح و جنگعرفی نصیحت کنمت گوش دار ، گوش
  3. شمارهٔ ۲۶ - برهان وسواسای قوی برهان وسواست علیکم بالسکوت
  4. شمارهٔ ۲۷ - درصفت اسبشاهنشها ! حقیقت اسبی که داده ای
  5. شمارهٔ ۲۸ - ملازم شعراگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم
  6. شمارهٔ ۲۹ - گریه بی اثرچه گویمت که نیرزد بگفتگو«عرفی»
  7. شمارهٔ ۳۰ - شکوائیهشعر فخر و شاعران ننگین ز فرط حرص و آز
  8. شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخرمنم عرفی امروز کز کشت طبعم
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.