پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخر

منم عرفی امروز کز کشت طبعم

بود خرمن افشان کف خوشه چینان

دلی دارم از جنس یکتایی خود

بوحدت فروشی چو عزلت گزینان

دلی دارم از آب و رنگ طبیعت

گل افشان تر از چهره مه جبینان

دلی دارم از عشوه های معانی

برشته تراز حسن صحرانشینان

دلی تیره دارم ز دونان کودن

پر ازداغ چون دامن لاله چینان

گروهی بصورت صبیح و بمعنی

تنگ روشنایی چوصبح حزینان

چه گلها بچینند از باغ طبعم

بکوتاه دستی دراز آستینان

ولی دعویم کس مسلم ندارد

چو مستوری عشوه نازنینان

زجذب طبیعت باوج معانی

برآورده ام چشم کوتاه بینان

بآلودگان جرعه می ، فشانم

بتلخی نفرین پاکیزه دینان

بافعی دمان نامه ای می نویسم

منقش بمهر زمرد نگینان

فشاندم ، نوشتم ، نه بیهوده گفتم

که آنان کدام وکیانند اینان

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳ - اعتذاراز خجلت این گنه که عفوش
  2. شمارهٔ ۳۴ - لطف قیاسبحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم
  3. شمارهٔ ۳۵ - حسن یوسفبدون معنی اگر حسن یوسفی داری
  4. شمارهٔ ۳۶ - خطاب به حکیم ابوالفتحبحر هنر ، حکیم ابوالفتح ، کان فضل
  5. شمارهٔ ۳۷ - محمل گلای وفا پیشه یار هم مشرب
  6. شمارهٔ ۳۸ - لطیفهلطیفه ای زسر صدق گویمت «عرفی»
  7. شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیدهشنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.