پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۳۲ - توبیخ

ای که درآئینه ام خود راسیه رو دیده ای

جنگ بیسودست رواندیشه زنگی مکن

ویکه نافهمیده ازوعظم بجان رنجیده ای

بی نصیب از فهم رازی فکر فرهنگی مکن

ورگمان گاوورزی داری اینک حاضرم

گر نمی تازی بمیدانم هم آهنگی مکن

ورتوان دندان من چون آسمان قهرت شکست

حاکمی اندیشه دندان شکن سنگی مکن

وعظ گفتم بیمجازی جای لذت بردن است

چون تو بیدردی سؤال از ذوق دلتنگی مکن

یا بعرفی صلح کن کاعمال زشتت رانوشت

یابرو باکاتب اعمال هم جنگی مکن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴ - لطف قیاسبحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم
  2. شمارهٔ ۳۵ - حسن یوسفبدون معنی اگر حسن یوسفی داری
  3. شمارهٔ ۳۶ - خطاب به حکیم ابوالفتحبحر هنر ، حکیم ابوالفتح ، کان فضل
  4. شمارهٔ ۳۷ - محمل گلای وفا پیشه یار هم مشرب
  5. شمارهٔ ۳۸ - لطیفهلطیفه ای زسر صدق گویمت «عرفی»
  6. شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیدهشنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.