پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۲۷ - درصفت اسب

شاهنشها ! حقیقت اسبی که داده ای

بشنو زلطف تا برسانم بعز عرض

درویش بیعصاش نگیرد زمن بمفت

طرار مفلسش نستاند زمن بقرض

پیراست و علتی بخوراکش فزوده ام

آری بود رعایت پیر علیل فرض

گرشیهه ای زند بجوانی ستایمش

ورنقطه ای رود کنمش نام طی ارض

مهمیز میزنم بوی از صبح تابشام

تا نیم گام میرود آنهم بپای فرض

هستم بر او سوار و بمعنی پیاده ام

گامی بطول میزدم اکنون زنم بعرض

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۹ - گریه بی اثرچه گویمت که نیرزد بگفتگو«عرفی»
  2. شمارهٔ ۳۰ - شکوائیهشعر فخر و شاعران ننگین ز فرط حرص و آز
  3. شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخرمنم عرفی امروز کز کشت طبعم
  4. شمارهٔ ۳۲ - توبیخای که درآئینه ام خود راسیه رو دیده ای
  5. شمارهٔ ۳۳ - اعتذاراز خجلت این گنه که عفوش
  6. شمارهٔ ۳۴ - لطف قیاسبحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم
  7. شمارهٔ ۳۵ - حسن یوسفبدون معنی اگر حسن یوسفی داری
  8. شمارهٔ ۳۶ - خطاب به حکیم ابوالفتحبحر هنر ، حکیم ابوالفتح ، کان فضل
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.